افتخار ما آریایی بودن ماست
                                                        
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محمد:
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به این وبلاگ چیه؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : عکس، مرد، زن، ایران،
لینک های مرتبط :





ـ آیا میدانید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

 

ـ آیا میدانید : کمبوجبه فرزند کورش بدلیل کشته شدن ۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

 

ـ آیا میدانید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار ۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکو ( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد



ادامه مطلب


نوع مطلب : اتفاقات، تفریحی، جالب، جدید، خبری، هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی، متفرقه، 
برچسب ها : تمدن ایران، تمدن، ایران، آزادی،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:
مراحل پذیرایی از مهمان در خانواده ما :

تعارف همراه اصرار فراوان !
قسم دادن مرده و زنده طرف مقابل !توسل به زور بدین شرح که میوه یا غذای مورد

نظر رو طی یک اقدام آکروباتیک به لبت نزدیک میکنن و میگن دیگه دهنی شد باید بخوری !ایجاد حس ترحم در

مهمان ، میگن “ینی تو فک میکنی ما بدبختیم که هیچی خونه ما نمیخوری ؟”تیر خلاص : بخور حیفه ، اگه 

بمونه مجبوریم دور بندازیم !




نوع مطلب : متفرقه، هنری، جدید، جالب، تفریحی، طنز، 
برچسب ها : ایران، مهمان، جالب، پذیرایی،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

از مردم دنیا سوالی پرسیده شد و نتیجه آن جالب بود

سؤال از این قرار بود:


نظر خودتان را راجع به كمبود غذا در سایر كشورها صادقانه بیان كنید؟

و جالب اینکه كسی جوابی نداد

چون

در آفریقا كسی نمی دانست 'غذا' یعنی چه؟

در آسیا كسی نمی دانست 'نظر' یعنی چه؟

در اروپای شرقی كسی نمی دانست 'صادقانه' یعنی چه؟

در اروپای غربی كسی نمی دانست 'كمبود' یعنی چه؟

و در آمریكا كسی نمی دانست 'سایر كشورها' یعنی چه؟





نوع مطلب : اتفاقات، تفریحی، فناوری، جالب، جدید، خبری، فرهنگی، هنری، علمی، متفرقه، 
برچسب ها : دنیا، جهان، سوال، جالب،
لینک های مرتبط :




پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

 سلام به همگی !!! یه داستان جالب و خنده دار جدید !!!!

البته یکم بی ادبی هم داره هاااا بخاطر همین ازتون عذر میخام !!!

برین بخونین حال کنین. چشمک


ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺯﻧﻪ ﺭﻓﺖ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻓﺮﻭﺷﯽ 
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻃﻮﻃﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺧﻮﺷﺶ ﺍﻭﻣﺪ
 ﺭﻓﺖ ﺟﻠو 
ﺯﻥ:ﺳﻼﻡ
ﻃﻮﻃﯽ:ﻋﻠﯿﮏ ﺁﺑﺠﯽ
ﺯﻥ:ﭼﻪ ﻃﻮﻃﯽ ﻣﻮﺩﺑﯽ
ﻃﻮﻃﯽ:ﻧﻮﮐﺮﺗﯿﻢ


ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : طوطی، بی ادب، جالب، شگفت انگیز،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:




نوع مطلب : حوادث، اتفاقات، طنز، تفریحی، فناوری، تکنولوژی، جالب، خبری، هنری، جدید، فرهنگی، متفرقه، 
برچسب ها : طبیعت، درخت، جاده، حیوانات،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

داستان کوتاه چه کشکی، چه پشمی

 چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. 

در حال مستاصل شد... از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.

قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. 
گفت:  ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی. 
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم... 
قدری پایین تر آمد. 
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت: ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟ 
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم. 
وقتی کمی پایین تر آمد گفت:  بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد. 
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟ 
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم ,غلط زیادی که جریمه ندارد. 

کتاب کوچه 
احمد شاملو





نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : جالب، احمد شاملو، جدید، خواندنی،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

اگر فرض کنیم که یک ختر به سربازی بره….

۱) قضیه فرار از سربازی به کل منتفی میشه و همه (پسرها) می خوان برن سربازی حتی اونهایی هم که قبلا رفتن می خوان دوباره برن!!….

۲) غذای پادگان ها نسبت به گذشته خیلی بهتر میشه ( دخترها می خوان هنرهاشون را نشون بدن)


۳) هیچ کس دیگه دنبال معافیت نمیره حتی کور کچل ها هم می خوان بیان سربازی!!!


۴) اضافه خدمت برداشته میشه … کارایی که قبلا باعث اضافه خدمت می شده حالا باعث کاهش خدمت میشه


۵) ازدواج دانشجویی و لاو ترکوندن توی دانشگاه کم میشه و ازدواج در پادگان و عشق من هم سنگر من مد میشه!


۶) فرهنگ عمومی پادگان افزایش پیدا می کنه …. دیگه سربازها فحش رکیک به هم نمیدن از شوخی های شهرستانی(!!) هم خبری نیست

۷) حمام و دست شویی های پادگان ها بالاخره روی بهداشت رو هم می بینن

۸) دیگه رژه ها در پادگان درست انجام میشه …. چون دخترها را میذارن صف اول

۹)خاموشی از ۹ شب به ۱۲.۵ – ۱ شب میرسه

۱۰) خدمت سربازی از ۲سال به ۶ ماه کاهش پیدا می کنه … اگه خواستی میتونی اصلا      نری …  چون تا ۱۵ سال بعدش سرباز نمی خوان از بس داوطلب هست

 ۱۱) بعد از ۶ ماه که از سربازی بر می گردی اندازه ۶ سال خاطره داری!!!





نوع مطلب : طنز، حوادث، اتفاقات، تفریحی، جالب، جدید، هنری، علمی، متفرقه، 
برچسب ها : سربازی، دختر، جالب، پسر،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:
فرانسه :

پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!

دختر: با کمال میل موسیو!

ایتالیا :

پسر: خانوم من واقعا شمارو از صمیم قلب دوست دارم و بسیار مایلم که بیشتر با شما آشنا شم!
دختر: من هم از شما خوشم اومده و پیشنهاد شمارو با
کمال میل می پذیرم!

انگلیس :

پسر: با عرض سلام خدمت شما خانوم محترم!
خانوم من چند وقت هست که از شما خوشم اومده می میخوام اگه مایل باشید باهم باشیم!
دختر: چرا که نه؟ میتونیم در کنار هم باشیم!

و اما ایران :

پسر: پیــــــــــــــــــس ... پیس پیس ...
پـــــــــــــــــــــــی ــــــــــــــــس ... پیییییییییییییس ...
ســــــــوووووووو ... ســــــــــوووو ...
ســــــــــــس ... ســــــــــــــــــــــــ ـــــــــــس ...
پــــــــِـخخخخخخخخخ ... چِــخـــــــــــــــه ...
هووووووی با تواما! بیا شماره مو بگیر بزنگ!
دختر: خفه شو! کثافت عوضی! مگه خودت خوار و مادر نداری
راه افتادی دنبالِ ناموس مردم،بی ناموس!
شماره تو میگیرم فقط واسه اینکه شرتو زود کم کنی!
ساعت 10 زنگ میزنم!



منبع : پارس ناز




نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : دختر، کشور، جالب، خواندنی،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﻓﺮﺩﺍ ﻋﻤﻞ ﻗﻠﺐ ﺩﺍﺭﻡ؟
ﭘﺴﺮ: ﺁﺭﻩ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﺩﺧﺘﺮ: ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ؟
ﭘﺴﺮ ﺭﻭﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﺮ
ﻣﯿﮕﺮﺩﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺷﮑﺶ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﺪ ﻭ
ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ
ﺩﺧﺘﺮ: ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
... 
...
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻋﻤﻞ،ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ
ﻫﻮﺵ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ،ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﻡ
ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩ
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺁﺭﻭﻡ ﺑﺎﺵ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺗﻮ ﺑﺎﯾﺪ
ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﮐﻨﯽ
ﺩﺧﺘﺮ: ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟ﮔﻔﺖ ﮐﻪ
ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ
ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ؟
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻧﮓ ﺁﺭﺍﻣﺶ
ﺑﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﮐﯽ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﻭ
ﺑﻪ ﺗﻮ ﻫﺪﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﺩﺧﺘﺮﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﭘﺴﺮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺍﺯ
ﺩﯾﺪﮔﺎﻧﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪ،ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ؟
ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ: ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎ!ﺭﻓﺘﻪ
ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﺩ ..
نیشخندقهقههنیشخندقهقههنیشخندقهقههنیشخندقهقهه




نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : پسر، دختر، فداکاری، ضدحال،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیمانشسته بودند.  برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست

استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و روشو بر میگردونه تا بخوابه ...

برنامه نویسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم

اگر نتوانستید 5 دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما

میدهم ...  مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه ..

برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید

اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم !!!

این پیشنهاد خواب رو از سر مهندس پراند و رضایت داد که بازی کند 

برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه

حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .

اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟   برنامه نویس نگاه

متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو

جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل

شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم

چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد ..

بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو

گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد

برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟ مهندس بدون اینکه کلمه

 ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید .......

                                    قهقههنیشخند قهقههنیشخند قهقههنیشخند   





نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : مهندس، زیرک، خنده دار، برنامه نویس،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:
روش های مختلف معلم ازاری (طنز)
 راه هایی 100% تضمین شده برای ذله كردن معلم ها. جمع آوری شده توسط كارشناسان خبره در این زمینه

1)روی اصطلاحات معلم تاکید کنید.

این روش خیلی خوبیه ما 4 تا معلم رو با این روش ناک اوت کردیم. انقدر حا ل میده که نگو.

2)سرکلاس هر 10 دقیقه یکبار بگید کلاس خسته کنندس.

3)با گلوی خودتان صدا در آورید.

البته این گزینه مهارت بسیار بالایی می خواهد. باید بتونی با گلوت آهنگ بزنی. اگر دو نفر در کلاس این کار را بکنند نتیجه بهتری می ده، اگر یکی از اونا حرف بزنه اون یکی صدا در می آورد.

4)از کوچکترین اشتباه معلم نگذرید.

5)آنقدر ایراد های بنی اسرائیلی بگیرید تا کلافه شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، هنری، علمی، متفرقه، 
برچسب ها : معلم، استاد، شاگرد، آزار،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود! 

 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! 



چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد! 



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، متفرقه، جدید، جالب، تفریحی، 
برچسب ها : دانشگاه، درس، طنز، باحال،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:




نوع مطلب : طنز، حوادث، اتفاقات، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : جدید، پدر، بچه، مادر،
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : محمد:

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟

. . .

تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت بدون لباس بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟

. . .

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بغلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!

. . .

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

. . .



ادامه مطلب


نوع مطلب : طنز، تفریحی، جالب، جدید، متفرقه، 
برچسب ها : طنز، تا حالا دقت کردید، معلم، چراغ قرمز،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic